انگیزش از نوع مریخی

فیلم مریخی(The Martian)، را پریشب دیدم.

به کارگردانی ریدلی اسکات و ایفای نقش مت دیمون. محصول سال ۲۰۱۵.

من نمی‌خواهم به تفسیر یا نقد فیلم بپردازم، اما میل دارم درباره موضوع انگیزه‌بخش فیلم کمی باهم صحبت کنیم و خودمان را به‌جای ستاره فیلم( مارک) بگذاریم.

مارک ویتنی فضانوردی بود که بنا به دلایلی  از قافله دوستانش عقب افتاد و در مریخ، تنهای تنها به دام افتاد.

دوستانش به گمان اینکه مارک مرده است او را در مریخ ترک کرده و به سمت زمین حرکت کردند. مارک نمرده بود، زخمی و بیهوش شده بود. وقتی به هوش آمد متوجه شد تنها در مریخ گیر افتاده و کل ارتباطش با ناسا و دوستانش قطع شده است.

 اما او روحیه‌اش را نباخت و بااینکه می‌دانست ممکن است در مریخ بمیرد باز هم ناامید نشد. تک‌تک خاطراتش را جلوی دوربین ضبط می‌کرد و جلوی دوربین مسخره‌بازی درمی‌آورد و شوخی می‌کرد. انرژی باقیمانده‌اش را صرف این کرد که تا رسیدن کمک دوام بیاورد و حتی با خاک مریخ سیب‌زمینی بار آورد.

درس‌هایی که از این فیلم گرفتم این‌گونه بود:

۱- مشکلات همیشه وجود دارند و وقتی مشکلی را حل می‌کنید ممکن است مشکل دیگری پیدا شود. همه ما انسانیم و با مشکلات عدیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، کسی نمی‌تواند بگوید زندگی من عاری از مشکلات است. به‌جای تمرکز روی مشکل و غصه خوردن، به فکر پیدا کردن راه‌حل باشیم و تا آخرین لحظه سعی و تلاشمان را بکنیم.

۲- انسان اگر اراده کند حتی در مریخ هم می‌تواند سیب‌زمینی بکارد و خود را زنده نگه دارد. آآآه که خداوند به این موجود به‌ظاهر ضعیف، چه هوش و ذکاوت و قدرتی داده.

اگر این فیلم را ندیده‌اید حتماً ببینیدش تا کمی شارژتان کند.

دانیل پینک کتابی به نام انگیزه دارد که برشی(برگرفته از سایت کافه بوک) از این کتاب را می‌توانید در زیر بخوانید:

  • بهترین راه استفاده از پول به عنوان عامل ایجاد کننده انگیزه آن است که به آدم ها به قدر کافی پول بدهید تا مسئله پول به کل از میان برداشته شود.
  • در محیط هایی که پاداش های بیرونی رایج تر است، بسیاری از افراد فقط تا آستانه ای که پاداش می گیرند کار می کنند نه بیشتر. بنابراین چنانچه دانش آموزان برای خواندن سه کتاب جایزه بگیرند دست به کتاب چهارم که نمی برند هیچ، عادت مطالعه برای باقی عمر را کنار می گذارند.
  • لزومی ندارد ببینید فلانی چه کاری انجام می دهد تا بدانید حرفه اش همان است یا نه. کافی است چشمانش را تماشا کنید، آشپزی که سسی را مخلوط می کند، جراحی که با چاقو پوست را می شکافد، دفترداری که بارنامه را پر می کند و … همگی حالت مجذوب بر چهره دارند، چنان غرق در کار، که پاک خود را فراموش کرده اند، و چه زیباست آن حالت نگاه دوخته بر شی.
  • ارزش زندگی آدم ها را می توان با این معیار سنجید که چقدر توانسته اند بر سرنوشت کسانی که کمتر دستشان به دهانشان می رسد، اثر بگذارند.
  • کسانی که کمتر از دیگران چشم به پاداش های بیرونی دارند، همان هایی هستند که سرانجام این پاداش ها را نصیب خود خواهند کرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *