۵ ثانیه تا تغییر زندگی

تغییر زندگی :

امروز نمی‌خواهم خیلی  در قالب کتاب و مقاله با شما صحبت کنم. می‌خواهم کاملاً خودمانی باشیم. می‌خواهم یک تجربه را با مفاهیم علمی مخلوط کنم و اینجا برای شما بنویسم.

راستش من آدم تنبلی بودم. کارهایم را خیلی به تعویق می‌انداختم و این باعث شده بود آدم بسیار بی‌نظمی باشم.

آشفتگی کمدها و کشوهای خانه آزارم می‌داد، از همه بدتر فرزندم در حال یادگیری بی‌نظمی از من بود. آتا اینکه روزی تصمیم گرفتم زندگی‌ام را جوری که دلم می‌خواهد طراحی کنم و این کار را هم کردم.

گوشه کوچکی از این طراحی را اینجا برای شما نمایش می‌دهم:

اولین کاری که کردم این بود:

راهی را پیدا کردم برای مقابله با تنبلی و به تعویق انداختن کارها؛ تغییر زندگی با تکنیک ۵ ثانیه

این تکنیک را خیلی اتفاقی پیدا کردم، روزی در حال جستجو در گوگل بودم تا بتوانم راهی برای مقابله با اهمال‌کاری‌ام پیدا کنم، به مقاله‌ای برخورد کردم. خانمی در آن مقاله توضیح داده بود که بعد از کشف تکنیک ۵ ثانیه‌ای زندگی‌اش چگونه تغییر پیدا کرده. من هم این تکنیک را به کار بستم و واقعا تغییر را به چشم خود دیدم. شما هم به کار ببندید و از تجاربتان برای من بنویسید.

تکنیک ۵ ثانیه‌ ای:

اگر همین الان کاری را باید انجام  دهی یا ایده‌ای به ذهنت خطور کرده، فقط ۵ ثانیه فرصت داری تا در موردش تصمیم بگیری. باید بگویی ۵، ۴، ۳، ۲، ۱ و بلند شوی و آن کار را انجام دهی. 

اگر این ۵ ثانیه را از دست دادی دیگر احتمالش بسیار کم است که دوباره برگردی و به همان کار فکر کنی یا آن را انجام دهی و به احتمال قوی به فراموشی سپرده می‌شود یا در حالت خوشبیانه در دفترچه‌ای یادداشت می‌شود و باز هم به فراموشی سپرده می‌شود.

داستان بی‌نظمی من:

در خانه من ظاهرا همه چیز سر جایش بود به شرط اینکه نخواهید کمدها یا کشوها را باز کنید. اگر باز می‌کردید تازه آن موقع متوجه عمق فاجعه می‌شدید. کشوهایی که بیش از هزار بار در سال با بدبختی مرتب می‌شدند و دوباره به هم می‌ریختند و انگار این درد درمانی نداشت.

وقتی تصمیم گرفتم تکنیک ۵ ثانیه را به کار ببندم تمام کشوها و کمدهای خانه را بیرون ریختم و در عرض ۵ روز همه آن‌ها را شیوه‌های مدرنی که از اینترنت یاد گرفته بودم مرتب کردم.

هیچ هزینه اضافی هم برای خودم نتراشیدم فقط از مقواها و جعبه‌های بلااستفاده بهره بردم. بعد از آن تصمیم گرفتم به محض اینکه چیزی روی زمین دیدم و یا احساس کردم کشوهایم در حال به هم ریختن است معطل نکنم و با شمارش معکوس از شماره ۵، بلند شوم و به بی‌نظمی در حال وقوع پایان دهم.

بی‌نظمی حاصل از اهمال‌کاری یکی از مشکلات لنگری موجود در زندگی من بود که با پیدا کردن راه‌حلی به آن پایان دادم.

این تکنیک در مورد ورزش و کتاب خواندن و مقاله نوشتن هم خیلی کمکم کرد.

 

در مورد مشکلات لنگری برایتان خواهم نوشت.

منتظر مقالات بعدی باشید.

 

برای آموزش‌های بیشتر کتاب «مادر بندباز» را از لینک زیر دانلود کنید:

لینک دانلود کتاب «مادر بندباز»!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *